کد خبر: 11908
تاریخ انتشار: مهر 27, 1402

تمام واژگانم درد دارد
زمین و آسمانم درد دارد

چراغ فصل سرد زخم آمد
سکوت کهکشانم درد دارد

نشسته غزه در خون شقایق
غرور مهربانم درد دارد

بهار عاطفه را یخ گرفته
خزان قلب و جانم درد دارد

سراب دست تقدیر و خماری
شراب باغبانم درد دارد

فروغ شهر دل را ظلم برده
سماط آب و نانم درد دارد

سیدرضا جزءمومنی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *