کد خبر: 9152
تاریخ انتشار: آبان 25, 1401
گروه : یادداشت

حریم و حرمت فرهنگی یک شهر در حیطه رفتار مردم آن شهر است.

خرده‌فرهنگ‌های موثر را دریابید!

سیدرضا جزء مومنی

اگر چه با توجه به مردم‌داری و نجابت برآمده از میانگین رفتار افراد یک شهر، می‌توان نرخ فرهنگ و اصالت‌های مانا و ماندگار یک شهر را تخمین زد و به اعتبار آن قضاوت کرد ولی ظاهر شهر و بایسته‌ها و لازمه فیزیکی یک شهر با شاخصه‌های متعدد نظافت، المان‌های شهری، خیابان‌کشی‌های اصولی، فرهنگ ترافیک و نظام پاسخگویی افراد در کسوت فروشنده و حتی پاکبان و عوامل اداری در ساختارهای سازمانی و … نیز تعیین کننده هستندکه باید مورد توجه قرار گیرد و این در حالی است که المان‌های ماندگار می‌تواند در قالب محصولات کشاورزی و شاخصه‌های باستانی و فرهنگی و یا موقعیت‌های جغرافیایی مانند کوه و چشمه و … باشد که موضوع بحث این نوشتار نیست.

 

خونگرمی یک شهر را مدیون مردم مهمان‌نواز می‌دانند و البته که مولفه مهمی است و بخشی از رفتارشناسی‌های ملّی و موقعیتی و وقایع فداکارانه هم می‌تواند مردم یک منطقه را به عنوان شاخص معنایی معرفی کند که آن نیز بسیار تعیین کننده و مطلوب است.

ولایتمداری و برخورداری از ارزش‌های منبعث از نظام جمهوری اسلامی با جمیع جهات که از منابع ارزشی مانند حضور مردم در مناسبت‌های مهم مانند دفاع مقدس می‌باشد نیز در شمار شاخصه‌های کیفی یک منطقه خاص جغرافیایی است و از همه مهم‌تر عشق به سرزمین مادری یکی از عمده مولفه‌های موثر است تا حدّی که بسیاری هستند که تمام جهان را به نفس کشیدنی در دیار خود عوض نمی‌کنند و بسیار جدّی اصرار دارند که هیچ جا وطن نمی‌شود!

در این نوشتار با هیچ‌یک از موارد فوق‌الذکر کار جدّی نداریم و هدف از نگارش، تامین ریزمولفه‌های کم پیدا یا ناپیدایی است که اتفاقاً در مقام مقایسه و قضاوت در مورد کیفیت فرهنگی مردم یک شهر، بسیار موثر است در حالی که ساده از کنار آن می‌گذریم.

قضاوت در مورد مردم یک شهر دقیقاً با مطالعه رفتار تجهیزاتی، المان شهری، مبله شهری، فضای سبز، کیفیت سرویس‌دهی تاکسی و خودروهای عمومی و نظافت محیط آغاز می‌شود و بنا به تکرار در داوری رهگذران به عنوان یک فرهنگ وابسته به مردم یک شهر باقی می‌ماند و ماندگار می‌شود لذا بسیاری از افراد، اصفهانی‌های عزیز را مقتصد می‌دانند در حالی که حتی یک نوبت نیز با اصفهانی‌ها معاشرت نداشته‌اند ولی قضاوت می‌کنند.

شواهد مثال ادعای مذکور وابسته به حضور در شهر دامغان تبیین می‌شود تا با دقت در فرآیندهای خُرد فرهنگی بتوانیم از ابهت فرهنگ کهن یک شهر دفاع کنیم تا مباد آنکه به اندک بی‌توجهی اندی از مردم، عیار یک شهر به اعتبار حضور بسیاری از نیک مردمان آن شهر به ناخوبی جلوه گیرد و این امر بنا به افتخار نگارنده به عنوان دامغانی در این محدوده جغرافیایی تعیین و تبیین شده و مطمئناً در تمام قاط جغرافیایی ایران به قابلیت شهرها و روستاها قابل توسعه است به نوعی که همگان باید مقیَّد به رعایت خرده فرهنگ‌های موثر باشند.

قواعد کنترل ترافیک بنا به مطالعات متعدد و مکرر و صرف وقت توسط کارشناسان عالی در یک محدوده شهری مورد بررسی قرار می ‌ گیرد و به منظور کاهش ریسک تصادفات عملی شده و مردم ملزم به رعایت آن هستند ولی متاسفانه بسیاری با سبک ‌ سری از برابر این قواعد مهم که اتفاقاً برای رعایت مال و جان خود ایشان طراحی شده بی ‌ توجه هستند و در بسیاری از موارد منجر به خطرات زیان‌بار در سطح شهر می‌شود.

نظافت شهری در محدوده وظایف مهم شهرداری است و ریزش زباله در سطح شهر و رها کردن فیلتر سیگار در شارع عمومی و عدم تفکیک زباله‌ها و جاری شدن شیرآبه زباله در سطح شهر و عدم شستشو و رنگ‌آمیزی زباله‌دانی‌های عمومی از موضوعات مهمی است که باید بیشتر مورد توجه باشد ولیکن رهاسازی نخاله‌های بنایی در حومه نزدیک به شهر دقیقاً ظلم به وجاهت شهر است که باید با دیدگاه‌های انتظامی و قضایی پیگیری مستمر شود که اگر معطلی پیش آید؛ شهر اسیر تلّی از زباله های خشن خواهد بود که دفع آن مستلزم هزینه‌کردهای بسیار از جیب مردم است.

محدوده خارج از مغازه طبق تعریفی مشخص از سوی مسئولان تعیین می‌شود ولی بارها و به تکرار شاهد تجاوز فروشندگان از حریم تعیین شده بوده‌ایم و تا بخش مهمی از پیاده‌روهای شهری با انواع اجناس و میوه‌های مغازه‌داران اشغال شده است که عرصه رفت و آمد همشهریان را تنگ و تردد را با مشکل مواجه می‌نماید و اگر اعتراضی ولو نرم هم داشته باشید با عتاب بسیار، منکوب زیاده‌خواهی فروشنده قرار خواهید گرفت و البته تردد در شلوغی و تجمیع جمعیت بنا به کمی عرض پیاده‌رو می‌تواند آسیب سرقت را افزایش دهد.

ساختمان‌های بسیاری در سطح شهر به شکل نیمه‌ساخته رها شده و طی سال‌های اخیر هیچ اقدام موثری، عملیاتی نشده و وجاهت شهر در بند بی‌قیدی افراد متموّلی است که با رهاسازی املاک در پی افزایش ضریب تورّم و قیمت ملک خویشند که مسلماً باید پیگیری شود تا چهره شهر به زیبایی ترمیم گردد.

 

میادین ورودی هر شهر بنا به کیفیت طراحی معماری و نورپردازی و زیباسازی، بزرگترین شاخصه فرهنگی مردم هر شهر است که در اولین نگاه قضاوت مهمانان را برمی‌انگیزد ولی متاسفانه وجاهت شهری دامغان از این تفکر بی ‌ بهره است و در سال‌های اخیر، کسی پیدا نشده تا چهره میادین ورودی را با طراحی شکیل، ساماندهی نماید و تمامی طرح‌ها در حد سخن و ماکت معماری باقی ماند و هیچ صددروازه کهنی در دل میدان ورودی از تهران و هیچ گل و بلبلی در میدان ورودی از سوی مشهد ایجاد نشد و افسوس آنکه هنرنمایی فلان شهردار در ساخت سرویس عمومی در ورودی شهر از سوی مشهد نیز حذف نشد که حداقل اگر میدانی شکیل در کار نیست پس وجهاهت شهر را به حضور دوره المیاه آلوده نسازیم و البته نیت خیر سازنده را به گوشه‌ای از حوالی کمربندی قدیم در حاشیه مین‌های زراعی منتقل سازیم!

بازارهای محلی در قالب روزبازارها در تمام ایران نقش مهمی در تقلیل قیمت‌ها دارند و دلیل آن نیز بنا به عدم نیاز به مغازه و تامین انرژی و پرداخت حقوق مالیات و بیمه و عوارض و انواع جرایم و بازرسی‌های موقعیتی و … می‌باشد لذا ارزان عرضه کردن یک وظیفه ساختاری است نه یک لطف عمومی به مردم بنابراین فروشندگان خارج از سطح شهرستان حق ندارند با آوردن میوه و سبزیجات اصطلاحاً وازده و بی‌مصرف که عیناً توهین به شهروندان است وارد پنجشنبه‌بازار دامغان شوند زیرا این نوع از توهین به مردم یک شهر در صورت تکرار به ضد فرهنگی تبدیل می‌شود که در باور فروشنده‌ی غریبه چنین می‌نماید که مردم این شهر یا نمی‌دانند یا نمی‌توانند و یا شعور انتخاب ایشان در همین حد است که هر چه از آشغال بیاورید به فروش می‌رود لذا شهرداری در تامین فضا تلاش کرده ولی باید تعزیرات در رعایت قیمت متعادل و جهاد کشاورزی در تامین کیفیت مطلوب، بازرسانی را مامور تضمین کیفیت و قیمت نمایند تا خروج سرمایه دامغانی‌ها به خارج از شهرستان و بعضاً اسائه ادب بعضی از فروشندگان، توجیه داشته باشد و از همه مهم‌تر آنکه باید شیوه اخلاقی بسیاری از فروشندگان در مواجهه با بانوان مورد بررسی دقیق ضابطان قضایی در لباس شهروند قرار گیرد که تامین میوه حتی به رایگان در برابر تاختن به عفّت عمومی شهر، کمترین ارزشی نخواهد داشت و از سویی بارها شاهد بوده‌ام که بانویی، قیمت را پرسیده و علاقه‌ای به خرید نداشته و ناجوانمردانه از سوی فروشنده مورد خطاب و عتاب قرار گرفته که شما دامغانی‌ها! فُلانید و بانوی دامغانی شرمسار محل را ترک کرده تا مبادا کسی شاهد این نوع از رسوایی فروشنده در نگاه عموم باشد.

 

بسیاری از مسافران در ورودی شهر از طرفین توقف دارند و پرسش‌هایی را در باره کیفیت غذا و سوغات شهرستان و آثار باستانی و … مطرح می‌کنند که کسی برای پاسخ حضور ندارد در حالی که تفکّر اقتصاد شهری ایجاب می‌کند که با توضیحات مناسب و شایسته، رغبت مسافر هم‌میهن به حضور در شهر تامین شود تا با خرید از سوی او بتوان به رونق اگر چه اندک اقتصادی به نفع فروشندگان دامغانی امیدوار بود و نیز با تامین وجاهت افراد پاسخگو به عیار فرهنگی شهرستان نیز کمک کرد که بی‌گمان کیفیت پاسخگویی تا سال‌های متمادی در ذهن ایرانی هم‌وطن باقی خواهد ماند و البته در معادله‌ای دوسویه، رفتار ناخوب رویتی نیز تا مدت‌ها دل‌آزار خواهد بود و شاید از ذهن مهمان خارج نشود.

شاهد مثال از نوع خُرده‌فرهنگ‌های الزامی، بسیار است و شاید در نوبتی دیگر این نوشتار ادامه داشته باشد و جالب اینکه رعایت این موارد، اصلاً در حیطه الزامات قانونی، مفهومی ندارد لذا کنترل آن‌ها فقط در محدوده رفتار همشهریان بوده و البته که بازخورد رعایت یا عدم رعایت این خُرده‌فرهنگ‌ها فقط به مردم شهر برمی‌گردد و باید توجه داشت که اگر بنا به کثرت و تکرار در نگاه مهمانان به امری ناخوب ، شهره شوی م؛ بی ‌ گمان عیار ملی ما نزد هموطنانمان خدشه برمی ‌ دارد و جبران مافات ، معمولا ً امکان‌پذیر نیست.

به رسم هر نوشتار دست تمنّا به سوی مخاطبان دارم که اگر وفق دیدگاه فاخرشان قلمی صحیح بر صفحه جاری شده بدواً عامل به تکلیف در رعایت خرده‌فرهنگ‌های موثر باشند و نیز از عموم مردم بخواهند که در تعالی فرهنگی به شهر کمک کنند و در پایان استدعا دارم! نگارنده را به پاداش صلواتی به روح پدر، قرین محبت نمایید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *