کد خبر: 5867
تاریخ انتشار: اسفند 4, 1400گروه : سیاسی
بیاعتمادی بیاعتمادی حس است. زخم است. آدم نمیتواند بگوید با بیاعتمادیام راحت هستم. میثم کسائیان
میگویند توی اعتماد باید خوشبین بود. خوشبین بودن با هالو بودن توفیر دارد. و نباید بدبین بود.
بیاعتماد کردن هیچکاری ندارد. کافیست هزاربار پمپ بنزینی بروی و باک خالی برنگردی و یکی دوبار بنزین نداشته باشد. به آن پمپبنزین دیگر اعتماد نمیکنی.
وقتی توی اجتماعی بیایند و ذره ذره اعتمادت را از تو بگیرند تبدیل به جامعهای بیاعتماد میشوی که عدهای بگویند صیانت و عدهای دیگر بگویند محدودیت!
قشقرقی بهپا شده است اینروزها توی دنیای مجازی برای دنیای مجازی. هر کسی نظری دارد و تحلیلی. یکی کیهان میخواند ، دیگری بیبیسی گوش میکند و فقط به نعل میزنند. عدهای هم بینابینی عمل میکنند و چند تا به نعل میزنند چندتا به میخ.
و آدم وا میماند بین اینهمه بمباران اطلاعات ، کدام آگاهی درست است کدام نادرست؟ بعضی فحش میدهند و میگویند داریم کرهی شمالی میشویم و شفاف است و عیان و چه حاجت به بیان. بعضی میگویند گلآلود است و بعضی مثل من هنوز نمیدانند قرار است چه خبر شود؟
بیاعتمادی ریشهی تمام این قشقرقهاست. مردمی که زهرچشیده و زهرکشیدهی بیاعتمادی هستند. برایش هزار دلیل و سند هم دارند.
محدودیت یا صیانت بهانه و جرقهایست که بر انبار باروت بیاعتمادی خورده است. خشم مردم را ببینید.
این بروز خشم بیشتر از اینکه برای اینترنت باشد برای اوضاع نابسامان است.
زن و شوهری بخاطر یککیلو خیار دعوا میکنند و طلاق میگیرند. آیا بخاطر یککیلو خیار است؟ یا ماجراهای پشتش؟
صیانت یا محدودیت هم مثل خیلی موضوعات دیگر چند صباح دیگر فراموش میشود تا موضوعی نو از راه برسد و قشقرقی نو.
طرح صیانت یا محدودیت چه عملی شود چه نشود ، زخم همچنان باقیست. ریشه مهم است. مردم ما بامعرفتند و بیاعتماد. هزاربار قسم خوردید که هندوانههایتان شیرین است و توی بیشتر موارد شیرین نبود و باز آمدند و رای دادند. برای بیاعتمادی مردم کاری کنید.
دیدگاهتان را بنویسید